تبليغاتX
ماه مهمانی خدا

ماه مهمانی خدا

30

دعاي روز سي ام

خداوندا در اين روز روزه مرا با جزاي خير ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود ورسولت واقع گردد وفروع آن را به واسطه اصول آن که ايمان وتوجه به توست محکم اساس گردان به حق سيد ما محمد وآل اطهارش وستايش خداي را که پروردگار عالميان است.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 18:31  توسط دهقان  | 

29

دعای وداع با ماه مبارک رمضان
ماه مبارک رمضان حقیقت و باطنى دارد که این حقیقت
در قیامت ظهور مى‏کند. رمضان را امام سجاد(ع) عید اولیاء الله مى‏داند،
پایان این ماه بزرگ و پرخیر و برکت برای کسانی که ارزشهای آن را درک کرده اند، غم انگیز بوده و در روزها و ساعات پایانی تلاش می کنند بهترین وبیشترین بهره را از زمان باقیمانده کسب و برای فرصتهای از دست رفته متأثرهستند .
شیخ صدوق برای وداع ماه مبارک رمضان دعائی ذکر کرده که می‏گوید:
ابو بصیر از امام صادق (ع) روایت کرده که حضرت فرمود در وداع ماه مبارک رمضان بگوئید:
 « اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل و قولک الحق شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک الکریم، و کلماتک التامات ان کان بقی علی ذنب لم تغفره و ترید ان تحاسبنی به او تعذبنی علیه او تقایسنی به ان یطلع فجر هذه اللیلة، او ینصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین‏»

بار پروردگارا تو خود گفتی در کتاب مقدس که بر نبی مرسلت نازل فرموده‏ای و قول تو حق است که ماه رمضان که در او قرآن نازل شده و مایه هدایت و رستگاری مردم و دلائل آشکار از هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل می‏باشد،
اینک ماه رمضان به پایان رسید و فیوضاتش تا سال آینده از ما قطع شد پس تقاضا می‏نمایم از تو به آبروی گرامیت و کلمات تام و تمامت، اینکه اگر برمن گناهی باقی مانده ( و پاک نشدم ) که هنوز آن گناهم را نیامرزیدی، و اراده حسابرسی او را داری، یا می‏خواهی به آن گناه باقیمانده عذابم کنی و یا به اندازه گناهم عقوبت نمائی، تا اینکه طلوع کند فجر این شب، یا پایان پذیرد این ماه مبارک، مگر آنکه آن گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم درگذری، ای مهربانترین مهربانان.



دعاي روز بيست ونهم:

خدايا در اين روز مرا سراپا به رحمت خود در پوشان وهم توقيق وحفظ از گناهان روزي فرما ودلم را از تاريکيهاي مشکوک واوهام پاک دار اي مهربان بر بندگان مومنت .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 18:28  توسط دهقان  | 

28

دعاي روز بيست وهشتم:

اي خدا دراين روز به اعمال نافله ومستحبات مرا بهره وافرا عطا فرما وبه حاضر و آماده ساختن مسائل درحقم کرم فرما و وسيله مرابين وسايل واسباب به سوي حضرتت نزديک ساز اي خدايي که سماجت والحاح بندگان ترا (از کار لطف وبخشش) باز نخواهد داشت.

 یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 18:25  توسط دهقان  | 

27

دعاي روز بيست وهفتم:

خداوندا در اين روز فضيلت ليلة القدر را نصيب من گردان وتمام امور وکارهاي مشکل را آسان کن وعذرهايم را بپذير ورز وگناهم را محو ونابود ساز اي روف ومهربان در حق صالحان.

 یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 18:21  توسط دهقان  | 

26

دعاي روز بيست وششم:

اي خدا در اين روز سعيم را در راه طاعتت بپذير وجزاي خير عطا فرما وگناهم را در اين روز ببخش و عملم را مقبول وعيبم را مستور گردان, اي بهترين شنواي صداي خلق.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:58  توسط دهقان  | 

25

دعاي روز بيست وپنجم:

خداوندا مرا در اين روز محب دوستانت ودشمن دشمنانت قرار ده ودر راه روش به طريقه وسنت خاتم پيعمبرانت بدار اي عصمت بخش دلهاي پيعمبران.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:57  توسط دهقان  | 

24

دعاي روز بيست وچهارم:

خدايا در اين روز از تو درخواست مي کنم آنچه را که رضاي تو در اوست, وبه تو پناه مي برم از آنچه تو را پسند است, و از تو توفيق مي خواهم که دراين روز به فرمان تو باشم وهيچ نافرماني نکنم, اي عطا بخش سئوال کنندگان.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:53  توسط دهقان  | 

23

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه ‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏ خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.


دعاي روز بيست وسوم:

خدايا در اين روز مرا از گناهان پاکيزه گردان و از هر عيب پاک ساز ودلم را در آزمايش رتبه دلهاي اهل تقوي بخش, اي پذيرنده عذر لغزشهاي گناهکاران.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:52  توسط دهقان  | 

22

دعاي روز بيست ودوم:

خداوندا در اين روز درهاي فضل وکرمت را به روي من بگشا و برمن برکاتت را نازل فرما وبر موجبات رضا وخشنوديت موفقم بدار ودر وسط بهشتهايت مرا مسکن ده, اي پذيرنده دعالي پريشانان.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:40  توسط دهقان  | 

21

شهادت حضرت علي(ع)

باور نمي كنم كه شمشيري پركينه، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنم كه ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيّت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان سوزترين ناله هاي نخلستان!
شهادت جان سوز روح تاريخ، اسلام و انسان، خانه زاد ملكوت، خورشيد جهان افروز عدالت، اميرالمؤمنين؛ حضرت علي (ع) را تسليت ميگويم


دعاي روز بيست ويکم:

خداوندا در اين روز مرا به سوي رضا وخشنودي خود راهنمايي کن وشيطان را بر من مسلط مگردان وبهشت را منزل ومقامم قرار ده, اي برآورنده حاجات معرفت ومشتاقان حق وحقيقت.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:35  توسط دهقان  | 

20

 

مفسران درباره اينكه چرا اين شب را ((شب قدر)) گفته اند و ((قدر)) به چه معناست، سه معنا را انتخاب كرده اند:

۱- قدر = شرف و منزلت
((مرحوم طبرسى)) گويد: ((از آن رو به اين شب، قدر گفته اند كه داراى شرف و پايه اى بلند و شانى عظيم است. مثل اينكه گويند: مرد داراى قدر؛ يعنى داراى شرف و منزلت. چنان چه قرآن مى فرمايد: ((و ما قدروا الله حق قدره))، يعنى عظمت و شأن خدا را آن گونه كه بايد به جا نياوردند. ((ابوبكر وراق)) گويد: ((لان من لم يكن ذا قدر اذا احياها صار ذاقدر))؛ آن شب را قدر ناميدند، از اين رو كه انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. ديگران نيز گفته اند: شب قدر است، زيرا كارهاى خدايى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. گروهى ديگر نيز گفته اند: شب قدر است، چون كتابى گرانبها بر پيامبرى بلند مرتبه و گرامى، براى امتى بلند پايه با دستان فرشته اى گرانقدر نازل شده است.(2) در قدر و منزلت شب قدر همين بس كه سوره مباركه (قدر) در شأن آن نازل شده است.

۲- قدر = تنگی و ضيق
يكي از معانى (قدر) ضيق و تنگى است.
اين شب را از آن رو (قدر) گفته اند كه زمين به واسطه كثرت فرود فرشتگان در آن شب، تنگ مى شود. زمين در اين شب، سرشار از فرشتگانى است كه تا سپيده دم، هم صدا با زمينيان به احياى آن شب مى پردازند و به وظايف خويش مى رسند. در اين زمينه قرآن كريم مى فرمايد: (تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر).

۳- قدر = تقدير و اندازه گيرى
بسيارى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند؛ چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود. از جمله مقدرات اين شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پيش آمده، مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است. در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. (در او تقدير و تفصيل كنند؛ هر كار كه مشحون به حكمت است، نقص را بر او راه نبود و هر چه در آن سال خواهد بود از آجال و اقسام، در اين شب تقدير كنند).


دعاي روز بيستم:

خداوندا در این روز درهای بهشت را به روي من بگشا ودرهاي آتش دوزخ را ببند مرا توفيق تلاوت قرآن عطا فرما ، ای فروز آورنده وقار وسکينه بر دلهاي اهل ايمان.

یاحق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:23  توسط دهقان  | 

19

 به نام خداوند بخشنده بخشايشگر    
ما آن ( قرآن) را در شب قدر نازل كرديم!
و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟!
شب قدر بهتر از هزار ماه است!
فرشتگان و «روح‏» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدير) هر كارى نازل مى‏شوند.
شبى است سرشار از سلامت (و بركت و رحمت) تا طلوع سپيده!


دعاي روز نوزدهم:

خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان وراهم را به سوي خيراتش سهل وآسان ساز واز حسنات مقبول آن مرا محروم مسازای راهنمای به سوي دين حق وحقيقت آشکار.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:22  توسط دهقان  | 

18

دعاي روز هيجدهم:

خداوندا مرا در این روز براي برکات سحرها بيدار ومتنبه ساز ودلم را به روشني انوار سحر منوّر گردان و تمام اعضاء وجوارهم را برای آثار وبرکات اين روز مسخّر فرما به حق نور جمال خود اي روشني بخش دلها عارفان .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:20  توسط دهقان  | 

17

دعاي روز هفدهم:

ای خدا مرا در ای روز به اعمال صالحه راهنمايي کن وحاجتها و آرزوهايم را بر آورده ساز اي کسي که نيازمند به شرح وسئوال بندگان نيستي, اي خدايي که ناگفته به حاجات وبه سرائر خلق آگاهي بر محمد و آل اطهار او درود فرست.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:17  توسط دهقان  | 

16

دعاي روز شانزدهم:

خدايا در اين روز مرا به موافقت " اعمال وافکار" نيکان عالم موفق بدار واز رفاقت اشرار جهان دور گردان و مرا در اين بهشت دارالقرار به رحمتت منزل ده , به حقّ الهّيت ومعبوديت اي خداي عالميان.

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:15  توسط دهقان  | 

15

هدیه الهى

 

میلاد آفتاب نیمه رمضان گرامى باد

در پانزدهم رمضان سال دوم و یا سوم هجرت خداوند سبحان‏بالاترین هدیه خویش را به بیت نبوت وامامت اهدا کرد.

مولود سعیدى که صورت و سیرتش آیینه تمام‏نماى سیماى نبوى و علوى‏بود و امتیازات فاطمى نیز در اندامش درخشش داشت.

این هدیه الهى از بالاترین خیرات و برکات ماه رمضان بعد از هجرت بشمار مى‏رفت.

ولادتش نویدى بر مهاجران سخت‏کوش و موحد و معتمد بر خدا شد.

تسبیح و تهلیل سبط اکبر رسول خدا(ص) و ثمره رسالت و امامت‏به هنگام ولادت درنیمه رمضان و قرائت قرآن او برترین تحفه رمضانیه بر روزه‏داران عصر پیامبرخدا(ص) و نسل‏هاى آینده گشت.

این مولود مسعود «حسن بن‏على(ع) » است که کره خاکى و همه افلاک بر زاده‏شدن اوبر خود بالیدند و مدینه منوره حرم دوم الهى در این میان شرفى دیگر یافت.

فرشتگان به یکدیگر تهنیت و تبریک گفتند و انتظار رسیدن به خدمت رسول خدا(ص)را جهت تبریک‏گویى داشتند که به این فیض نائل گشتند.

بهشت‏برین سالیان دراز آرزوى بوسه‏زدن بر گامهایش داشت و بارها در برابر حضرت‏حق عرضه داشته بود. یا رب الیس قد و عدتنى ان تسکنى رکنا من ارکانک; بارخدایا! آیا وعده نکردى که یکى از پایه‏هاى اساسى عالم خلقتت را در من سکنى دهى؟!

بعد از دنیا آمدن امام حسن مجتبى(ع) و برادرش حسین بن‏على(ع) خداوند چنین پاسخى‏داد: اما ترضین انى زینتک بالحسن و الحسین فاقبلت تمیس کما تمیس العروس; آیاخشنود نمى‏گردى به اینکه زینت دهم تو را با جاى دادن حسن و حسین[علیهماالسلام]؟

بهشت‏به پیش خواهد آمد و همانند داماد آنان را در آغوش خواهد گرفت.

با ولادت سبط اکبر رسول خدا(ص) موجى از سرور و شادمانى اهل بیت علیهم‏السلام‏را فرا گرفت زیرا اعطاء کوثر که وعده اساسى حضرت حق بر پیامبر(ص) بوده تحقق‏یافت و چهارمین مصداق آیه تطهیر پا به عرصه وجود گذاشت. این نوزاد بیشترین‏شباهت را به جدش پیامبر(ص) داشت. از این رو پدر و مادرش و دیگر یاران پیامبر درپوست‏خود نمى‏گنجیدند، آن روز مردم و فرشتگان همانند جبرئیل و میکائیل و ...

بر نبى مکرم بیشترین تهنیت و تبریک را گفتند.

نام‏گذارى
در سیره پیامبر و اهل بیت(ع) انتخاب نام نیک و پسندیده براى فرزندان‏از حقوق اولیه آنان شمرده شده و رسول خدا(ص) بدان توصیه نموده بود. از این روبه هنگام ولادت سبط اکبر پیامبر همگى در فکر انتخاب زیباترین نام براى او بودند.

فاطمه(س) چون فرزند را به همسرش داد تا در آغوش بگیرد از او خواست تا براى نوزادنام نیکى انتخاب کند. لیکن امیرالمؤمنین(ع) که براى پیامبر(ص) احترام خاصى‏مى‏گذاشت رو به فاطمه(س) کرد و فرمود: من در نام‏گذارى فرزندم بر رسول خدا(ص) پیشى‏نمى‏گیرم.

چیزى نگذشت پیامبر خدا(ص) به خانه دخترش آمد، از وضعیت زایمان و سلامتى مادر وچگونگى نوزادش پرسش نمود. «اسماء بنت عمیس‏» نوزاد را در پارچه‏اى زرد پیچید وبه پیامبر داد.

حضرت ضمن تبریک و تهنیت‏به داماد و دختر خویش فرمود: الم اتقدم الیکم ان لاتلفوه فى حرقه صفراء; مگر پیش از این نگفته بودم که نوزاد را در پارچه‏اى زردنپیچید؟! آنگاه پارچه سفیدى طلبید و آن مولود مسعود را در میان آن نهاد.

پیامبر خدا(ص) او را مى‏بوسید و زبان مبارک را در دهان او مى‏گذاشت و آن طفل‏زبان جد خویش را مى‏مکید.

رسول خدا(ص) بخاطر آن مولود حمد و ثناى الهى را بجا آورد. اذان در گوش راست‏و اقامه در گوش چپ وى خواند و سپس از على(ع) پرسید: چه نامى براى فرزندت انتخاب‏کرده‏اى؟

على(ع) پاسخ داد: «در نام‏گذاریش بر شما پیشى نگرفتیم‏».

پیامبر خدا(ص) فرمود: من نیز در نام‏گذارى او بر پروردگارم سبقت نخواهم گرفت.

در آن هنگام خداوند فرشته وحى جبرئیل را از ولادت سبط اکبر پیامبرش با خبرساخت و او را جهت تهنیت و تبریک و نام‏گذارى بر آن حضرت فرستاد.

جبرئیل بر رسول خدا(ص) نازل شد سلام و درود حضرت حق را بر او ابلاغ کرد و ضمن‏تبریک و تهنیت گفت:

خداوند به تو فرمان مى‏دهد که نام فرزند هارون برادر موسى(ع) را براى فرزندت‏انتخاب کن. پرسید: نامش چه بود؟

جبرئیل عرض کرد: شبر. فرمود:

زبان من عربى است. گفت: نامش را «حسن‏» بگذار. آن گاه نام نوزادش را «حسن‏»گذاشت.

ابن‏اثیر مورخ مشهور مى‏نویسد:

«حسن‏» نامى است که در عرب جاهلیت تا آن روز سابقه نداشت و کسى آن رانمى‏شناخت.


دعای روز پانزدهم :

خدایا در این روز طاعت بندگان خاشع وخاضع نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما ، به حق امام بخشی خود ای ایمنی دلهای ترسان .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:14  توسط دهقان  | 

14

دعای روز چهاردهم

خدایا در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مفرما وعذر خبط وخطایم بپذیر ومرا هدف تیرهای وآفتهای عالم قرارر مده به حق عزت وجلالت اب عزت بخش اهل اسلام .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:1  توسط دهقان  | 

13

 

دعای روز سیزدهم

خدایا در این روز مرا از پلیدی وکثافات هوای نفس وگناهان پاک ساز وبر حوادث خیر وشر وقضا ، قدرت صبر وتحمل عطا کن وبر تقوی وپرهیزگاری ومصاحبت نیکوکاران عالم موفق دار ، به یاری خود ای مایه شادی واطمینان خاطر مسکینان .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:59  توسط دهقان  | 

12

 

دعای روز دوازدهم

خدایا در این روز مرا به زیور ستر وعفت نفس بیارای وبه جامه قناعت وکفاف بپوشان وبه کار عدل وانصاف بدار واز هر چه ترسانم مرا ایمن ساز به نگهبانی خود ای نگهدار وعصمت بخش خدا ترسان عالم .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:58  توسط دهقان  | 

11

« خاطره‌ای ماندنی »

علاقه و محبت خود را به او انكار نمی كرد و هیچكس برایش، جای او را نمی گرفت. صفحات تاریخ یكی پس از دیگری ورق می‌خورد، اما چند صفحه نخستین آن كه نام او را در كنار نام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده بود، برای او چیز دیگری بود. در آن زمان كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از اذیت مشركان، رنج می برد و از دشواریها رنج می كشید، كسی بود كه خاطر او را شیرین كام می كرد و از بار اندوه و غمهای او می كاست و موجب می شد كه غمها و اندوه های خویش را به فراموشی سپارد. او كسی نبود جز خدیجه كبری (علیها السلام)، همان زن با ایمان و همان بانوی گرانقدری كه یاور و شریك محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بود...

تبسم خدیجه (علیها السلام)، كوله بار اندوه و دردها را از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سبك می كرد و محبت آشكار چهره اش، موجب می شد كه آن حضرت دردها و رنجهای خود را از یاد ببرد و قلب بزرگ و سرشار از عقیده و ایمان خدیجه(علیها السلام)، او را شادمان می نمود.

از اين رو، وجود خدیجه (علیها السلام)، عامل مهمی در زندگی رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بشمار می‌رفت و در حیات اسلام كه در آن موقع در آغاز رشد و نمو خویش بود، نقشی مهم داشت.

به عنوان نمونه، عظیم ترین خطری كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در آغاز رسالت خود با آن مواجه شد، محاصره اقتصادی مسلمانان بود. اما اموال خدیجه (علیها السلام)، كلید شكست این محاصره به حساب می آمد. او مواد مصرفی را به چندین برابر قیمت واقعیش برای غذای مسلمانان می خرید تا آنكه سرانجام سالهای محاصره اقتصادی با سلامت و رهائی مسلمين، سپری شد و نقشه دشمنانه مشركان قریش با شكست و نا كامی مواجه گردید.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با خدیجه (عليها السلام) مدت 25 سال به بهترین نحو و در كمال توافق، ‌زندگی نمود و حتی آن بانوی بزرگوار پس از وفاتش نیز در ذهن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) باقی بود.لذا اگر چه پیامبر پس از خدیجه كبری(علیها السلام)، با همسران دیگری نیز زندگی نمود، اما قلبش همیشه به خدیجه تعلق داشت. ولی مگر در او چه دیده بود؟ این به خاطر ایمانی است كه آن حضرت از خدیجه نسبت به پروردگار دیده بود و تصدیقی كه از او نسبت به فرستاده الهی مشاهده نموده بود.

از طرفی نیز خدیجه(عليها السلام) هر چه داشت، در راه اسلام بخشید ، اما در عین حال نسبت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، نهایت اكرام و تعظیم و دوستی را داشت.

ابن حجر كه از علمای برجسته اهل تسنن است، می گوید: "از امتیازات خدیجه آن است كه او همیشه پیامبر را گرامی می داشت و سخن او را چه قبل از بعثت و چه پس از بعثت تصدیق می كرد."

این محبت تا حدي نمود یافته است كه یكی از ادبای مسیحی عرب، آنرا این چنین می ستاید:" خدیجه دوستی خود را به همسرش بخشید؛ در حالیكه احساس بخشش نمی كرد، بلكه احساس می كرد كه از او محبت و دوستی می گیرد و همه سعادت را از او كسب می كند. ثروتش را به او بخشید و حال آنكه احساس نمی كرد كه می‌بخشد، بلكه احساس او این بود كه از او هدایت را كه بر همه گنجهای روی زمین برتری دارد، كسب می كند..."

لذا پیامبر نیز در مقابل این عواطف و احساسات، رفتار به مثل كرد و این محبت را گرانبها می داشت. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بهار عمر خویش را با خدیجه سپری نمود و چون از مرگ خدیجه مصیبت زده شد، فراقش برای او گران آمد و از فقدانش احساس تنهائی می نمود.  از این رو سال وفات خدیجه و عمویش ابوطالب (عليهما السلام) را سال اندوه يا عام الحزن می نامید.

ستایش پیامبر از خدیجه، سخنی طولانی است كه آنرا راویان حدیث و نویسندگان تاریخ، در آثار خویش بر شمرده اند. اما تنها به عنوان نمونه، عایشه كه خود از همسران پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از خدیجه (علیها السلام) می باشد، علاقه و محبت شدید آن حضرت نسبت به خدیجه كبری(عليها السلام) را این گونه توصیف می كند: " من خدیجه را هرگز ندیده بودم، اما آنچنان كه بر خدیجه حسد ورزیدم، بر هیچ یك از همسران پیامبر رشك نبردم، چرا كه پیامبر او را بسیار یاد می كرد.... او از خانه بیرون نمی آمد مگر آنكه خدیجه را یاد می كرد و او را به نیكی ستایش می نمود... و از ستایش او و استغفار برای او دل تنگ و خسته نمی‌شد... هرگاه رسول خدا گوسفندی را ذبح می كرد، می گفت آن را به دوستان خدیجه بفرستید. سر انجام روزی علت این كار را پرسیدم؛  فرمود: من دوست خدیجه را هم دوست دارم...."


دعای روز یازدهم

خداوندا در این روز احسان و نیکویی را محبوب من وفسق ومعاصی را ناپسند من قرار ده ودر این روز خشم وآتش قهرت را به من حرام گردان به یاری خود ای فریاد رس فریاد رسان .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:57  توسط دهقان  | 

10

وفات بانوی ارجمند اسلام حضرت خدیجه (س) تسلیت باد

در هنگام ازدواج با پيغمبر(ص) عمر شريف آن حضرت 25 سال و عمر خديجه 40 سال بود. ثروتش از همه قريش بيشتر بود و اهالي مکه با اموال او پيش از آنکه با پيغمبر (ص) ازدواج کند تجارت مي کردند و خديجه پس از ازدواج با پيغمبر هر چه داشت به وي بخشيد و اين ثروت هنگفت از پايه هاي تشکيل دهنده دعوت اسلامي به شمار مي رود. سخن از اسلام خديجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستين است. همه امت اتفاق نظر دارند که خديجه اولين بانويي است که اسلام آورده است. در همان زماني که پيامبر گرامي از اذيت و آزار و دشواريها رنج مي برد، آنجا کسي بود که از بار اندوه و غمهاي او مي کاست و موجب مي شد که غمها و اندوه هاي خويش را به فراموشي سپارد. او تنها خديجه همان زن با ايمان بود، همان زن گرانقدري که ياور و شريک محمد (ص) بود. 

 تبسم خديجه کوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبک مي کرد و دوستي نمايان بر چهره اش موجب مي شد که پيغمبر دردها و رنجهاي خود را از ياد ببرد. ايمان خديجه پيغمبر را از يک آينده درخشان و با شکوه براي دعوت خبر مي داد و استواري عقيده اش دليلي بر آغاز پيروزي بود. اموال خديجه در واقع کليد شکست اين محاصره بود. او مواد مصرفي را چندين برابر قيمت واقعيش از براي غذاي کساني که ميان امت بودند مي خريد تا اينکه سالهاي محاصره اقتصادي با سلامت و رهايي امت سپري شد و حيله قريش با شکست و ناکامي مواجهه گرديد. رسول گرامي (ص) به خاطر صداقت و امانتي که از او نمايان شده بود به صادق و امين معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنين مي خواست که خديجه داراي سيره اي باشد که بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همين جهت در دوره جاهليت به طاهره معروف بود و همين لقب براي شرف و افتخار او کافي است.

ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روي زمين چهار خط کشيد و گفت آيا مي دانيد اين چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

پس رسول خدا (ص) گفت: بهترين زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون.

مناقب خديجه فراوان است و او از ميان زنان کسي است که به مرحله کمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاکدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر (ص) او را ستايش مي کرد و بر ديگر زنان مؤمن برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت تا جائيکه عايشه مي گفت: به زني رشک نبردم آنچنان که به خديجه حسد ورزيدم زيرا که پيامبر (ص) بسيار زياد از او ياد مي کرد. و بدينگونه او در تاريخ حيات رسول اکرم (ص) زني عادي نبود. بسبب فداکاري شگفت انگيز اين بانوي پارسا، پيامبر (ص) او را بسيار بزرگ مي داشت. سه سال پيش از هجرت، در تلاطم وقايع وتند باد مصائبي که از سوي قريش و سايرين بر پيامبر (ص) وارد مي شد شعله اي فروزان رنگ باخته، به خاموشي مي گرائيد. رسول اکرم (ص) به سادگي نمي توانست اين خبر دلخراش را بپذيرد. او بدين ترتيب انساني را از کف مي نهاد که عالي ترين نمونه وفا و فداکاري و جامع ترين بيانگر راستي بود. آخرين سخن خديجه، به هنگامي که بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائي که در راه پيامبر(ص) ديده بود کم ارج تر نبود. لحظه اي که شبح مرگ بر چهره او سايه افکنده بود به پيامبر چنين مي گويد: «اي رسول خدا ...... من در حق تو کوتاهي کردم و آنچه شايسته تو بود، انجام ندادم. از من در گذر و اگر اکنون، دل در طلب چيزي داشته باشم، خشنودي توست.»  

کلمات بر لبان پاکش مي لغزد و آخرين نفسهايش را با خشوع و ايمان بر مي آورد ...... خدا خديجه را رحمت کند. آن نمونه بارز زن مسلمان که براي عقيده و  رسالتش پيکار کرد.


دعای روز دهم

خداوندا مرا در این روز از آنان که در تمام امور بر تو توکل کنند ونزد تو فوز وسعادت یابند واز مقربان درگاه تو باشند قرار ده ، به حق احسانت ای منتهای آرزوی طالبان .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:56  توسط دهقان  | 

9

    بحثى ديگر در فلسفه روزه از امام رضا(ع)
    امام رضا (عليه السلام) در يك پرسش ديگر از فلسفه روزه چنين مى‏ فرمايد: «علة الصوم لعرفان مس الجوع و العطش ليكون العبد ذليلا مستكينا ماجورا محتسبا صابرا فيكون ذلك دليلا على شدائد الآخرة، علت روزه از براى فهميدن الم و درد گرسنگى و تشنگى است، تا بنده ذليل و متضرع و ماجور و صابر باشد و بفهمد شدائد آخرت را، مع ما فيه من الانكسار له عن الشهوات و اعظاله فى العاجل دليلا على الآجل ليعلم مبلغ ذلك من اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا و الآخرة‏» علاوه بر اين كه در روزه انكسار شهوات و موعظه هست از براى امر آخرت تا بداند حال اهل فقر و فاقه را در دنيا و عقبى. بلى اين است قسمتى از فلسفه روزه از بيان حضرت رضا عليه آلاف التحية و الثناء.
    
    بلى روزه از افضل طاعات است، زيرا كه روزه مشتمل بر انكسار شهوات بهيميه است كه شريعت آسمانى و احكام الهى نيامده مگر براى تعديل شهوات و توقيف و مهار آنها كه در حد اعتدال انجام گرفته، و براى تزكيه و طهارت نفس و تصفيه آن از اخلاقيات رذيله، زيرا مقصود از صوم مجرد امساك از اكل و شرب و مباشرت با نسوان نيست، بلكه غرض نهائى آن كف نفس و نگهدارى آن از شهوترانى‏هاى حيوانى است، چنان كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: الصوم جنة فاذا صام احدكم فلا يرفث و لا يجهل و ان امرء جادله او شاتمه فليقل انى صائم: كه روزه سپرى است از براى شخص، زيرا يكى از شما اگر روزه گرفت‏سخن زشت نگويد، و كارهاى بيهوده نكند، و اگر كسى با وى مجادله كند يا او را شماتت نمايد، او بگويد من روزه هستم، مراد از اين حديث‏شريف نبوى (صلى الله عليه و آله) اين است: كه روزه وقايه‏اى است كه نگه مى‏ دارد آدمى را از انحرافات و لغزشها، كه به واسطه آن از دشمنانى بزرگ چون شيطان نفس، دشمن درونى، خلاصى مى‏ جويد، پس نفس را كنترل مى‏ نمايد از شهوات نابجا، و شيطان را از خود دور مى‏ نمايد.


دعای روز نهم

ای خدا مرا نصیبی کامل از رحمت واسطه خود عطا فرما و به ادله و براهین روشن خود هدایت فرما و پیشانی مرا بگیر و به سوی رضا وخشنودی که جامع هر نعمت است سوق ده ، به حق دوستی ومحبتت ای آرزوی مشتاقان .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:55  توسط دهقان  | 

8

    فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع)
    امام رضا(عليه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه مى‏ فرمايد: «انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش، فيستدلوا على فقر الآخرة، و ليكون الصائم خاشعا ذليلا مستكينا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فيستوجب الثواب مع ما فيه من الامساك عن الشهوات و يكون ذلك واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما كلفهم و دليلا لهم فى الآجل و ليعرفوا شدة مبلغ ذلك على اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا فيؤدوا اليهم ما افترض الله لهم فى اموالهم‏»
    
    وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى‏ پرسند، مى‏ فرمايد: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواريهاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه شعبانيه مى‏ فرمود: و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة، ياد آوريد از گرسنگى و تشنگى روزه داريتان گرسنگيها و تشنگيهاى روز قيامت را، كه اين يادآورى انسان را به فكر تدارك قيامت مى‏ اندازد كه تا سعى كند، جد و جهد بيشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعيفش بنمايد و آنان را از امكانات مادى و غير مادى خويش بهره‏مند سازد(.
    
    (آنگاه امام عليه السلام خصوصيات صائم را اين چنين توصيف مى‏ فرمايد) و هر آينه روزه‏دار بايد (به پيشگاه خداوند) بنده‏اى خاشع و ذليل و داراى استكانت و وقار باشد، (و خود و عمل خويش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند كه اعمال و زحماتش) به حساب مى‏ آيد، (و ناديده گرفته نمى‏ شود) و در همه حال به آنچه كه انجام مى‏ دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه كه از گرسنگى و تشنگى به او مى‏ رسد صبر كند، و در آن هنگام با امساك از شهوات (و پيروى نكردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مى‏ شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه‏داريش را به او مرحمت‏خواهد فرمود) و اين اوصاف حميده (كه براى صائم ذكر شد) واعظ خوبى براى روزه‏داران در دنيا خواهد شد، (كه اثرات وضعى اين اوصاف كاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب است‏بر روزه‏داران بر اداء آنچه كه مكلف به آنند و اهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان بايد بشناسند شدت و اهميت مشكلات فقرا و بيچارگان را كه تا رحمت آورند بر فقراء و مساكين در دنيا، سپس اداء نمايند حقوق آنان را كه خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (يعنى اينطور نباشد كه خود خوب بخورند و بپوشند و ديگران گرسنه باشند.
    
    شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائى‏» مى‏ گويد:
    و حسبك داء ان تبيت‏ببطنة و حولك اكباد تحن الى القد!
    
    يعنى: اين درد براى تو بس است كه شب با شكم پر بخوابى و در گردت جگرها باشد كه قدح پوستى را آرزو كنند (و براى آنان فراهم نشود چه جاى آنكه طعام داشته باشند.



دعای روز هشتم

خداوندا در این روز مرا ترحم به یتیمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشار سلام در مسلمانان و مصاحبت نیکان نصیب فرما ، به حق انعامت ای پناه آرزومندان عالم .

یا حق..

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:54  توسط دهقان  | 

7

    روزه رابطه مستقيم با اخلاص دارد
    خلاصه كنم و اين بخش را «فلسفه روزه و حكمت مشروعيت‏» به سخن مولاى متقيان (عليه السلام) مزين نمايم كه امام عليه السلام در آنجا كه فلسفه پاره‏اى از احكام را تشريح مى‏ فرمايد: «و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏»
    
    خداوند، روزه را براى آزمايش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است، و كسى كه به پيشگاه حضرت حق اخلاص ورزد، تمامى اوصافى كه در فلسفه روزه بيان شده است‏شامل حالش مى‏ شود، و روزه كاملا با اخلاص روزه‏دار، در رابطه است.


دعای روز هفتم

خدایا مرا در این روز به روزه و اقامه نماز یاری کن و از لغزشها و گناهان دور ساز وذکر دائم که تمام روز به یاد تو باشم نصیبم فرما ، به حق توفیق بخشی خود ای رهنمای گمراهان عالم .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:53  توسط دهقان  | 

6

    روزه براى آزمايش اخلاص مردم است
    خداوند روزه را براى آزمايش اخلاص مردم واجب فرموده است، كه روزه در اخلاص عمل بسيار مؤثر است، يعنى كسى كه روزه مى‏ گيرد و تمامى روز را با همه امكان بخوردنيها و آشاميدنى‏هايى كه در اختيار دارد، در عين حال امساك مى‏ نمايد، جز اخلاص به پيشگاه حضرت حق مفهومى ديگر ندارد، و در قسمتى از نهج البلاغه مى‏ فرمايد: «و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب‏» و يكى از دلائل وجوب روزه اين است كه روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، يعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، كه به وسيله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مى‏ آيد.
    
    خدايا از گرسنگى بتو پناه مى‏ آوريم
    فوائد كم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است كه آدمى تاب گرسنگى زياد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زياد قرار دهد، بلكه در بعضى روايات رسيده است: «اللهم اعوذبك من الجوع‏» خدايا از گرسنگى به تو پناه مى‏ برم، ولى در عين حال بايد متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسيارى در بردارد، و بر عكس پورخورى و سير بيمارى زيادى به همراه مى‏ آورد.
    
    از نظر بهداشت و تندرستى، بايد غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابت‏شده است. افرادى كه كم مى‏ خورند، از كسانى كه هميشه سير مى‏ خورند سالم‏تر مى‏ باشند، و تن درست‏ترند.



دعای روز ششم

خدایا مرا در این روز  به واسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز وبه ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان ، به حق احسان ونعمتهای بیشمار تو به خلق ای منتهای آرزوی مشتاقان .

یاحق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 16:0  توسط دهقان  | 

5

 

امام على(ع) در فلسفه روزه چه مى‏ فرمايد؟
    ما اگر پوياى فلسفه روزه و حكمت تشريع آن باشيم و از خواص و فوائد آن بخواهيم اطلاعات بيشترى پيدا كنيم و به اشكال تراشيهاى منتقدين پاسخ اقناع كننده بدهيم به سخنان حكيمانه و درربار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه گوش فرا مى‏ دهيم در قسمتى از اين خطبه امام مى‏ فرمايد: «و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لاطرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم، و اذهابا للخيلاء عنهم لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصيام تذللا» اميرمؤمنان عليه السلام به دنباله

مطالب ارزشمندى مى‏ فرمايد: از خدا بترسيد و از كيفر تباهكارى در دنيا، و از زيان ستمگرى در آخرت ... و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مى‏ فرمايد، به وسيله نمازها و زكاتها، ( و سپس فوائد و پاره‏اى از علل و فلسفه روزه را بيان مى‏ فرمايد) و كوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب، براى آرام ماندن دست و پا و اندام و ديگر ايشان (از معصيت و نافرمانى) و چشم به زير انداختنشان و فروتنى جانهاشان، و زبونى دلهاشان، و بيرون كردن كبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است ماليدن رخسارهاى نيكو براى فروتنى، و (هنگام سجده نمودن) چسبانيدن اعضاء شريفه (هفت موضع) را به زمين براى اظهار كوچكى و «ذلت‏به پيشگاه با عظمتش‏» و در روزه رسيدن شكمها به پشتها براى خضوع و ناچيز دانستن خويش كه روزه و نماز و زكات فلسفه‏اش سازندگى و تزكيه، و تذلل و تقلل به پيشگاه حضرت حق است، و از چيزهائى است كه مى‏ تواند آدمى را از چنگ شيطان نجات بخشد، و از انواع بيماريهاى ظاهرى و باطنى برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا ياد آدمى دهد، مخصوصا روزه است كه از امتيازات بخصوص برخوردار است، كه پاداش آن فقط به خداوند بزرگ برگزار شده است. كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) درجائى ديگر مى‏ فرمايد:«و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏»
    



    



دعای روز پنجم

خدایا مرا در این روز از توبه و استغفار کنندگان قرار ده و از بندگان صالح مطیع خود مقرر فرما و هم در این روز مرا از دوستان مقرب درگاه خود قرار ده ، به حق لطف و رأفتت ای مهربانترین مهربانان عالم .

 

یاحق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 15:53  توسط دهقان  | 

4

 

فلسفه و حكمت روزه


روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.

مركز بيماريها معده است
پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء»

معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.

  پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود

پيامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مى‏ فرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مى‏ باشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندى‏هاى جامعه و عمران كشورها مى‏ گردد، در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مى‏ شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏ گشايد.



دعای روز چهارم

خدایا مرا در این روز بر اقامه و انجام فرمانت قوت بخش وحلاوت وشیرینی ذکرت را بمن بچشان وبرای ادای شکر خود به کرمت مهیا ساز و در این روز به حفظ و پرده پوشی ات مرا از گناه محفوظ دار ای بصیرترین بینایان عالم .

یاحق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 15:50  توسط دهقان  | 

3

  واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
    رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏ باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
    
    و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏ گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
    
    در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏ كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏ دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏ گيرد و مى‏ گويد:
    
    آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد .


    اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

دعای روز سوم

خدایا در این روز مرا هوش و بیداری در کار اطاعتت نصیب فرما واز سفاهت وجهالت وکارهای باطل دور گردان واز هر چیزی واز هر چیزی که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش به حق جود وکرمت ای بخشنده ترین بخشندگان .

یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 15:47  توسط دهقان  | 

2

رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روايت مى‏ نمايد و مى‏ گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل.

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏ رود و نمى‏ آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏ رود و مى‏ آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏ باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» شما به راستى نمى‏ دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است)
 


 


دعای روز دوم

خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم وغضبت دور ساز وبرای قرائت قرآنت موفق گردان به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم .

یاحق...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 15:28  توسط دهقان  | 

 سلام

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» ازاسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب های قدر در آن قرار دارد.  فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی نیمه رمضان سال دوم هجرت. 
جنگ بدر در سال دوم هجرت. 
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسم عقد اخوت و برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام.
بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری




دعای روز اول

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران .

یا حق...

 

 


منابع

www.yazahra.net

www.tebyan.net

www.emamali.net

www.aviny.com

www.tebyan.net

www.irib.ir

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 14:39  توسط دهقان  |